ميرزا حسن حسينى فسايى

760

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

خبر دارى اى استخوانى نفس « 1 » * كه جان تو مرغى است نامش نفس چو مرغ از قفس جست و بگسست قيد * دگر ره نگردد به سعى تو صيد سكندر كه بر عالمى حكم داشت * در آن دم كه ميرفت عالم گذاشت ميسر نبودش كز او عالمى * ستانند و مهلت دهندش دمى نگهدار فرصت كه عالم دمى است * دمى پيش دانا به از عالمى است و شاهزادگان براى آنكه اين واقعه در اردو منتشر نگردد ، لب را از افغان و ناله فرو بستند و جسد پادشاه را در همان سراى غسل داده ، كفن نموده ، نماز را بر او گزاشتند « 2 » و هريك از شاهزادگان به خيالات خام راه ولايت خود را گرفته ، به شتاب تمام برفتند و تا غروب آفتاب اين راز آشكار را پنهان بداشتند و چون هوا تاريك شد راز پنهانى روشن گرديد و از آميختگى اردو ، اهالى اصفهان غوغا نمودند « 3 » و چون هوا روشن شد ، جنازهء آن شاهنشاه را مانند زمان زندگانى بر تخت روان گذاشتند « 4 » و نواب على نقى ميرزاى ركن الدوله با پردگيان حرمسراى محترم ، راه كاشان و قم را برگرفتند و بعد از ورود به شهر قم ، جنازهء شريف شاهنشاه عهد را در مقبره‌اى كه قبل از وقت براى آن خديو زمان در جوار قبر حضرت معصومه مهيا داشته بودند ، به خاك سپردند « 5 » . در تذكرهء مجمع الفصحا « 6 » اين دو رباعى را به حضرت خاقان گيتىستان فتح على شاه طاب‌ثراه نسبت داده است : « خاقان » كه ز هجر اشك گلگون مىريخت * وز تيغ غمت ز چاك دل خون مىريخت خونى كه ذخيره داشت اندر دل خويش * ديدم كه ز چشم خويش بيرون مىريخت از « 7 » درگه تو اگر جدائى كردم * در بندگى تو ، بيوفائى كردم من خاك ره سگى كه مقبول تو شد * خاكم به دهن كه خودستائى كردم و مدت زندگانى او را بعضى شصت و هفت و بعضى هفتاد گفته‌اند و [ مدت ] زمان پادشاهى او سى و هشت سال و پنج ماه و نيم قمرى بود و الى بعضى شصت و چهار سال و چهار ماه « 8 » . پس ولادت باسعادتش در سال 1185 بود [ و ] در جوار آستانه حضرت معصومه در شهر قم مدفون گرديد و زمان پادشاهى او سى و هشت سال و پنج ماه قمرى بود . و ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى در كتاب تاريخ ذو القرنين كه به خط او باقى مانده ، نگاشته است كه زمان رحلت شاهنشاه جهان ، پنجاه و سه نفر پسر و چهل و شش نفر دختر از صلب آن پادشاه خجسته‌گهر ، در قيد حيات باقى بودند و شمارهء نباير افزون از حوصلهء شمارند كه به حدس و تخمين ، جز نباير شاهزادگان به معادل هفتصد و هشتاد و چهار نفر رسيده‌اند . « 9 »

--> ( 1 ) . حكايتى است از بوستان سعدى ، باب نهم . ( 2 ) و ( 3 ) و ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 135 . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 139 . ( 6 ) . ر ك : مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص 44 ، به كوشش مظاهر مصفا . ( 7 ) . در متن : ( در ) . با توجه به آنچه در مجمع الفصحاست تصحيح شد . ( 8 ) . در ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 139 : ( مدت زندگانيش در اين جهان 67 سال بود و از اين جمله سى و هشت سال متفردا پادشاهى كرد و دوازده سال ولايت‌عهد داشت ) . ( 9 ) . ر ك : حواشى سال 1249 در همين كتاب ، و ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 99 تا 138 .